محمد قنبرى
114
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
بارى به دليل اشكالهايى كه بر هر دو مسلك قرائن و توثيق وارد است ، نگارنده از هر دو روش صرفنظر كرده و با نقدها و اصلاحهايى كه در آن دو به انجام رسانده و بر پايه يك نظريه عمومى در باب ادراكات غير اولى و غير متافيزيكى و غير صورى مسلك سومى را براى تصحيح احاديث به نام « مسلك تجميع » برگزيده است . اين مسلك ، بخشى از طريقه قرائن را در خود دارد و مسلك توثيق را نيز به عنوان عنصرى از عناصرى خويش مىپذيرد . اما از يك سو اطلاق يا موضوعيت مسلك توثيق را نفى كرده و آن را تنها به سان عنصرى از تجميع منظور داشته است و از سوى ديگر قرائن ذهنى و شخصى را از قرائن عينى جدا ساخته و صرفاً بدانها بها داده و براى شناختشان ضابطهها و تعريفهاى مشخص و همگانى و تفسيرپذيرى را به سامان رسانده است . تحقيقهايى كه بر پايه تجميع در زمينههاى گوناگون و از آن جمله در زمينه اسناد احاديث به انجام مىرسند ، تحقيقاتى نقد پذيرند كه مىتوان جاى اشكال و بحث را در آنها مشخص كرد و انگشت روى يك نقطه به عنوان نقطه ضعف يا قوت گذارد ، زيرا اين بررسىها و تحقيقها بر اساس قواعد و تعاريفى سامان مىگيرند كه هم مىتوان تحقيقهاى متكى بدانها را به دقت سنجيد . در پرتو روش تجميع ، اعراضها و ردها و همپذيرشها و تصحيحهاى قدما و متأخران چهرهاى آشكار مىگيرند و به ارزيابى و نقد تن مىدهند . احاديث كافى بر طبق مسلك توثيق به چهار يا پنج قسم به اين گزارش تقسيم مىشوند : 1 . صحيح ، 2 . حسن ، 3 . موثق ، 4 . قوى ، 5 . ضعيف . بنابر طريقه قرائن تنها دو قسم دارند 1 . صحيح ، 2 . ضعيف . گو اينكه نزد قدما ، اكثر آنها از جمله صحاح به حساب آمدهاند . بر مسلك تجميع نيز بيش از دو قسم ندارند ، يا صحيحند يا ضعيف . گرچه مىتوان گفت اكثر آنها در مجموعه صحاح قرار دارند و تنها اندكى فاقد علايم خارجى صحت مىباشند و در ميان اين اندك آن دستهاى كه داراى ضد قرائناند ( / قرائن پاد مجموعهها ) بسى اندك و ناچيزند .